حكيم ابوالقاسم فردوسى
57
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
هوشنگ پادشاهى هوشنگ چهل سال بود « 1 » پس از گيومرت ، هوشنگ خردمند و دادگر تاج بر سر نهاد « 2 » و چهل سال پادشاهى بكرد . چون بر تخت شاهى بنشست ، گفت : من پادشاه هفت كشورم « 3 » كه
--> ( 1 ) - مدت شاهى هوشنگ به اجماع مورخان 40 سال بوده است . از جمله ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 111 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 217 مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 82 يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 193 ، اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 10 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 129 ، ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 41 مجمل التواريخ و القصص ، ص 39 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 76 مقدسى ، آفرينش تاريخ ، ج 3 ، ص 120 ، تاريخ سيستان ، ص 3 ، ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 28 و 9 ، ميرخواند ، روضة الصفا ، ج 1 ، ص 507 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 147 بندهش ، ص 155 جوزجانى ، طبقات ناصرى ج 1 ، ص 134 وى دو روايت ديگر نيز ذكر كرده كه بسيار متفاوتند و مىنويسد به روايتهاى ديگر ، وى 400 يا 1400 سال پادشاهى كرد . همان ، همان صفحه . خيام نيز در يك روايت بسيار متفاوت ، مدت شاهى وى را 970 سال دانسته است . نوروزنامه ، ص 13 . ( 2 ) - ميرخواند مىنويسد كه گيومرت ، در زمان زندگانى خويش ، تاج بر سر هوشنگ گذارد و سپس خود انزوا گزيد تا در گذشت . روضة الصفا ، ج 1 ، ص 499 . ليكن برخى بر خلاف روايت حكيم فردوسى و يا ميرخواند ، برآنند كه ميان درگذشت گيومرت تا آغاز شاهى هوشنگ مدت زمانى دراز ، فترت بود و هيچ پادشاهى بر مردم نبود . اين زمان را به تفاوت ذكر كردهاند از آن جمله : 150 و اند سال . ر . ك . مجمل التواريخ و القصص ، ص 10 . و يا حدود 170 سال . ر . ك . قزوينى ، « مقدمهء قديم شاهنامه » ، بيست مقاله ، ج 2 ، ص 65 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 11 . و يا 223 سال . ر . ك . طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 112 جوزجانى ، طبقات ناصرى ، ج 1 ، ص 133 . و يا 294 سال و 8 ماه . ر . ك . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 20 مجمل التواريخ و القصص ، ص 22 . در بندهش نيز اشارهاى به اين فترت شده است . ص 155 . ( 3 ) - در جغرافياى قديم ، زمين را به هفت كشور يا هفت اقليم يا بوم تقسيم مىكردند . اين تقسيم بندى در اوستا نيز وجود دارد . اسامى اين كشورها عبارتند از : ارزه Arzah در شرق ، سوه Sawah در غرب ، فرددفش Fradadaf و ويددفش Widadaf در جنوب ، ووروبرش Wrbar و ووروجوش Wrjar در شمال ، خونيرس ( خونيره ) xwanirah در مركز . كشور يا اقليم وسط ، بهترين و آبادترين و كاملترين جاى جهان است و ايران در آن جاى دارد . براى آگاهيهاى بيشتر ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 433 - 431 بندهش ، ص 70 و 60 مينوى خرد ، ص 31 پرسش 15 بند 10 قزوينى ، « مقدمهء قديم شاهنامه » ، بيست مقاله ، ج 2 ، ص 47 - 42 بيرونى ، التفهيم ، ص 196 مسعودى ، مروج الذهب ، ج 1 ، ص 84 .